ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
440
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
دريانوردى به وجود آمد . وسعت افق جغرافيايى اروپا ، به خلاف دنياى اسلام ، در ناحيهء علم و عمل هر دو انعكاس داشت و خيلى زود معلوم شد كه بيشتر آثار مدوّن جغرافيايى اروپا و مشرق به كار نمىخورد و به همين جهت ايجاد مؤلّفات نجومى و جغرافيايى بر اساس مكتب قديم به كلى متروك شد 7 زيرا نه در شرق و نه در غرب مورد حاجت نبود ؛ غرب ديگر شاگرد شرق نبود و به راه خود مىرفت . با اين همه در همين دوران ، يعنى قرنهاى پانزدهم و شانزدهم ، عرصهء ديگرى گشوده بود ، كه در قلمرو نوشتههاى جغرافيايى اسلامى آثار مشهور و مؤلفانى بزرگ به وجود آورد و آن ، رشتهء جغرافياى دريانوردى بود . ظاهرا اين رشته در آسيا و اروپا به دوران ارتباط در منطقهء جغرافيايى اقيانوس هند و درياها و خليجهاى آن به وجود آمد ، زيرا وضع روابط نو با تماسهايى كه به دورانهاى سابق ميان شرق و غرب بود ، تفاوت داشت . در اين زمينه مؤلّفات عربى و تركى درهم آميخته است و جدا كردنش طرح عمومى تكامل اين گونه نوشتهها را مختل مىكند . اگر به ياد داشته باشيم كه اين رشتهء نو تا چه حد با حوادث اين عصر ارتباط داشت و چگونه از طبيعت زندگى و زمانه مايه مىگرفت ، از رونق و رواج فوق العادهء آن حيرت نخواهيم كرد . البتّه نبايد پنداشت كه جغرافياى دريانوردى در آن شرايط تاريخى ناگهان از هيچ به وجود آمد ؛ زيرا ريشههاى قديمى آن را در نوشتههاى اسلامى توان يافت ، ولى حلقههاى تكامل آن به جا نمانده است . بنا بر اين بايد خطوط اصلى اين تكامل را به اختصار بيان كنيم تا ارزشيابى صحيح آن ميسّر شود ، زيرا رواج اين رشته مهمترين پديدهء نوشتههاى جغرافيايى در قرنهاى پانزدهم و شانزدهم است . در يك رشته ، جغرافياى دريانوردى با مكتب قديم جغرافياى اسلامى - كه تا حدّى رنگ علمى دارد - كمتر مربوط مىشود تا با مجموعه قصّهها و سفرنامههاى دريايى قرنهاى دهم و يازدهم ؛ مانند قصّههاى سليمان تاجر و ابو زيد سيرافى و حتّى عجايب الهند بزرگ بن شهريار كه به موقع از آن سخن داشتهايم . البتّه اين گونه نوشتهها يك رشته حكايات بود كه احيانا هدف ادبى و تفنّنى داشت و كتابهاى تجربى يا علمى از نوعى كه دربارهء آن سخن خواهيم داشت نبود . در ميان دريانوردان خليج فارس و اقيانوس هند و درياى سرخ ، بجز اين قصّهها و سفرنامهها ، نوشتههايى در زمينهء راهنمايى دريايى به وجود آمد كه عنوان « راهنامج » يا « رهمانى » يافت و محتوى تجربيات دريانوردان در همهء مسائل دريانوردى و از جمله نقشهء راههاى دريايى بود . نمىتوان گفت كه اين گونه نوشتهها فراوان و پرمايه نبود . ابن ماجد ، كه از او سخن خواهيم داشت ، از سه مؤلّف دوران عباسى : محمّد بن شاذان و سهل بن ابان و ليث بن كهلان 8 كه پيش از او بودهاند سخن آورده ؛ كه البتّه چيزى از آثارشان به ما نرسيده است ، چنان كه آشنايى ما